یادش بخیر
دارم آلبوم آخر خواجه امیری رو گوش میکنم یه لحظه یاد زمانی افتادم که اولین بار گوشش کردم،کی بود؟توی زیرزمین داشتیم با علیرضا EAT تمرین میکردیم،چقد حس خوبی داشتم اونموقع،حس امید به آینده،حس خلاقیت!چقد سخت بود برامون هر هفته پنجشنبه،جمعه تا ظهر بریم کلاس!چقد به خودمون قول دادیم که وقتی یاد گرفتیم تلافی همه ی این روزا رو با سرکار رفتن دربیاریم،نمیدونم شاید بد فهمیده بودیم،وقتی کلاسش تموم شد قضیه دیگه اونجوری پیش نرفت،کار پیدا نشد،بعد از اینی هم که پیدا شد نتونستم از پسش بربیام،بخاطر همین سرخورده شدم،از طرفی هم وقتی فهمیدم یه طراح حقوقش ناچیزه انگیزه ای واسه دنبالش رفتن نداشتم،چند روز پیش علیرضا بهم زنگ زد و گفت میای بریم تمرین؟گفتم دلت خوشه ها!هرچی هم تمرین کنی وقتی نتونی عملیش کنی چ فایده!دیشب داشتم با یکی از همکلاسیام سر همین قضیه بحث میکردم که فکر میکرد چقد من بی عرضه ام،بااینکه این نرم افزار رو بلدم ولی نمیرم دنبالش،بهش گفتم ای کاش جای من بودی تا میفهمیدی این چیزی که ما بلدیم واقعا هیچ چیز نیس،قانع نشدوهنوزم میگفت تو بی عرضه ای که نرفتی دنبالش!نمیدونم شایدم راست میگه،ولی واقعا نه انگیزه ای دارم برای دنبالش رفتن نه بازار کاری!اصن نمیدونم اگه قرار باشه دوباره برم دنبالش باید چقد بدوام مثه تابستون کذایی که گذشت،آخرشم هیچی به هیچی!الان فقط میخام بچسبم به همین کاری ک دارم و دنبال پول باشم تا ببینم آینده چی پیش میاد،میدونم هر روزی که میگذره از آموزش هایی که دیدم کم میشه و من یه قسمتیش رو فراموش میکنم ولی خب نمیتونم براش کاری بکنم!چند روز پیش سرکلاس داشتم به این فکر میکردم که دیگه انگار خلاقیت و اون ذهن فعالم کار نمیکنه،دیگه انگار پیر شده مغزم،موتورش خوابیده،وقتی یاد دورانی میفتم که سرکلاس EAT میرفتم خیلی سرزنده و شاداب میشم چون واقعا دوران پر انگیزه ای بود برام،خیلی حس خوبی دارم به اون دوران با اینکه نتیجه ای که میخواستیم رو نداد!
ببین یه آهنگ آدم رو کجاها میتونه ببره!
- ۹۴/۰۹/۱۲
- ۲۲۸ نمایش