عادت
قضیه خوابگاهمون حل شد و یه اتاق خوب گرفتیم:) ترم جدید شروع شده و من تصمیم نگرفتم که بکوب درس بخونم بلکه فقط میخونم که پاس بشه مثه ترمای پیش،چند هفته پیش دکتر مشروطه بهم زنگ زده بود برای کار بازاریابی پارچه توی شهرستان،رفتم برای مصاحبه منتها انگاری اونا کارت پخش کن میخواستن تا بازاریاب،بهشون گفتم که من فکرم روی بازاریابی بوده و برای کارت پخش کردن و تبلیغ خیلی انگیزه ندارم بعد گفت که پیشنهاد خودت چیه گفتم که مثه همه ی بازاریابی ها،یه حقوق ثابت با پورسانت،گفت که باید با هیئت مدیره مشورت کنم خبرت میدم،پرسیدم هیئت مدیرتون کیا هستن؟گفت که دکتر مشروطه و یکی دیگه از استادام و یه چند نفری دیگه :| خلاصه الان خیلی وقته که گذشته از اون قضیه و خبری ازشون نشد،نمیدونم حس کردم که دکتر مشروطه رو ناامید کردم ولی نمیخواستم کاری رو که دوست ندارم انجام بدم،فعلا که به همین کار پشتیبانی عادت کردم بیشتر هم به درسام میرسم،منتها مشکل اینجاست که فصل سرما داره نزدیک میشه و من نمیخوام مثل سال قبل روی موتور باشم توی سرما!!هیچ راه حلی براش ندارم،دلم نمیخواد دوباره برم سر یه کار پاره وقت دیگه و هی این شاخه و اون شاخه بکنم،نمیدونم چیکار کنم، دلم نمیخاد دوباره در به در بگردم دنبال کار،چرا هرکار میکنم بالاخره سرو سامون نمیگیرم؟اشکال کار از کجاست نمیدونم!به جایی رسیدم که به یه کار ثابت و یه حقوق ثابت قانعم منتها پیش نمیاد!شاید فردا برم پیش یکی دیگه از استادام برای کار،راه حلی ندارم در حال حاضر!امید بخدا
- ۹۴/۰۷/۰۵
- ۲۰۳ نمایش