روز هفدهم
امروز اول صبح زنگ زدم به فرهنگ نیا و شماره اخباریه رو گرفتم،بهش زنگ زدم گفتم میتونم یه وقت برای ملاقات با شما بگیرم،پرسید که چی میخونی و چیکار داری،بهش گفتم،بعد گفت که فردا همین ساعتا بهم زنگ بزن تا قرار بذاریم بعد از ظهر بیا،گفتم نمیشه امروز باشه گفت که نه امروز سرم شلوغه،خلاصه اونو قطع کردم تو این فکر بودم که به مشروطه زنگ برنم یا نه تصمیم گرفتم که بهش زنگ بزنم و شانسمو امتحان کنم،گفت که امروز شرکت نیستم فردا همین ساعتا بهم زنگ بزن بیا شرکت!!حالا قراره که فردا اول به اخباریه بزنگم و وقت قرار بگیرم ازش و بعدش برم شرکت مشروطه،اخباریه که احتمالا اگه قبول کنه میگه که طرح بزن اگه فروش رفت پولشو بهت میدم بعید میدونم بگه بیا توی شرکتم کار کن ولی هنوزم مطمئن نیستم،دکتر مشروطه میتونه واسم کار پیدا کنه ولی بعید میدونم در زمینه طراحی کسی رو آشنا داشته باشه،اما توی کارخونه میتونه برام کار پیدا کنه،واسه همین میرم سیریشش میشم و میگم تا واسم کار پیدا نکنی از شرکتت نمیرم،با اینحال اگر که هردو این موارد با شکست مواجه شدن که خیلی بعیده،چندتا آگهی واسه صندوقداری و پشتیبانی کارتخوان پیدا کردم و بهشون زنگ میزنم و بالاخره میرم سرکار،فردا تکلیفمو روشن میکنم هرجور که شده البته اگه خدا بخواد!
- ۹۴/۰۴/۳۰
- ۲۲۶ نمایش