هفتمین روز
جمعه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۰۱ ب.ظ
تصمیم گرفتم تا روزی ک کار پیدا کنم بنویسم ک دارم چجوری دنبالش میگردم. امروز به بدترین شکل ممکن گذشت چون جمعه بود و مجبور بودم فقط توی خوابگاه بمونم نه میتونستم درس بخونم و نه اینکه برم دنبال کار. امشب با خودم فکر کردم ک حالا فرضا کار پیدا بشه من کی میتونم برم سرکار با این برنامه مزخرف. به این نتیجه رسیدم که بخاطر کار کلاسام رو بپیچونم چون پول مهم تر از درسه حداقل از اینجا ب بعد! حالا قراره ک فردا با علیرضا بریم سمت شهرک صنعتی و برای علیرضا کار پیدا کنیم و بعدشم اگه وقت شد بریم دنبال کار واسه من! هیچ پیش زمینه فکری ندارم که قراره فردا چه اتفاقی بیفته چون واقعا معلوم نیست چه برخوردی باهامون میشه ولی امیدوارم که نتیجش خوب باشه و از این بلاتکلیفی بیرون بیایم؛امروز یه عکس دیدم که کلی انرژی مثبت بهم داد اینجا میذارمش!
توکل برخدا
- ۹۴/۰۱/۲۱
- ۲۵۴ نمایش