علی شرفی

۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

موفقیت

۲۷
خرداد

همیشه موفقیت اون چیزی نیس ک تو ذهنمونه،موفقیت میتونه یه امتحان خوب باشه میتونه یه روز زود بیدار شدن باشه،پارسال همین موقع ها بود ک در ب در دنبال کار بودم و بدون هیچ پولی داشتم تلف میشدم از نظر خودم این پیشرفت در طول یکسال خیلی کم بوده ولی من تمام تلاشمو کردم پس میتونه یه موفقیت باشه،سال گذشته آرزو داشتم ک یه کاری پیدا بشه برام ک حداقل ماهی هفتصد تومن بهم بده تا از گشنگی نمیرم الان وضع خیلی فرق میکنه سطح توقعم خیلی رفته بالا،با اینکه خیلی سخت دارم کار میکنم هنوزم راضی. نیستم از حقوقم و از ساعت کاریم،بااینکه تونستم خیلی خوب دوتا کار رو کنار هم نگه دارم ولی الان قصد تغییرشونو دارم،این یه ریسکه،ریسکی ک ممکنه یکی از کارهامو از دست بدم و معلوم نیست از اون کار جدیدم راضی باشم ولی خب تا این ریسک رو نکنم مشخص نمیشه،ترجیح میدم این ریسک رو بکنم چون الان وقتشه اگه قرار باشه بترسم و بذارم بمونه ممکنه هیچوقت نتونم کارمو عوض کنم،کار جدیدی ک پیدا کردم همون اول راه موفقیتیه ک خیلی دنبالش میگشتم،البته امیدوارم باشه!!

  • علی شرفی

بالاخره این شتر گرامی روی ماهم نشست و به دیدار معشوق شتافتیم.آخرین پنجشنبه اردیبهشت ماه برای سفری که دوسال منتظرش بودم بلیط داشتم،ابتدا به تهران و بعد از اون همراه پدر و مادرم به مقصد معلوم😃.روز جمعه صبح ساعت۶پرواز داشتیم و از اونجایی که اولین بارمون بود پرواز داشتیم ساعت ۴صبح پاشدیم و تا رسیدیم فرودگاه ساعت شد۵،کارای اولیه پرواز رو کردیم و خوشبختانه بدون تاخیر سوار شدیم،اولش استرسی نداشتیم ولی خب به محض اینکه هواپیما سرعت گرفت برای بلند شدن نفسم بند اومد و گوشام کیپ شد،مادرم بنده خدا که چادر رو انداخته بود رو صورتشو و چشاشو بسته بود ولی پدرم به من نگاه میکرد و لبخند میزد،بعد از اینکه بلند شد همه چیز خوب شدویه صبحونه ی ایتالیایی توپ بهمون دادن که تو کل عمرم همچین صبحونه ای نخورده بودم😂 خیلی زود رسیدیم کل پرواز یک ساعت و چهل دیقه بود،حالا شما فک کن ساعت ۸صبح بری خواستگاری😂 هیچی دیگه یه نیم ساعت توی فرودگاه لفتش دادیم که دیدیم پدرزن گرامی اومده دنبالمون😃

  • علی شرفی