علی شرفی

۲ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

مهم نیس پولدار باشی یا فقیر،مهم اینه اصلت به کجا وصل باشه،توی هر دو حالت احتمال لغزشت هست حالا ممکنه یکیش از روی نیاز باشه،یکیش برای تفریح!

امروز رفتم توی یه مغازه برای سرویس،فروشگاه مانتو بود توی یکی از پاساژهای معروف شهر،داشتم میرفتم داخل مغازه که یهو دیدم توی مغازه دختر داره خارج از اتاق پرو مانتو میپوشه و با یه تاپ شلوار وایساده بود،من رو حساب حیا و خجالتی که داشتم اومدم بیرون از مغازه و پیش خودم فکر کردم شاید مغازه زنونه س این چیزا عادیه،کلی در زدم تا دیدم یه پسره اومد دم در گفت جونم؟گفتم برای دستگاهتون اومدم گفت خب بفرمایید داخل،رفتم دیدم بجز اون یه نفر چندتا دختر دیگه هم بودن که وسط مغازه داشتن مانتو پرو میکردن خیلی هم عادی!!فروشنده هم کلا همین پسره بود،کاری ندارم که بحث آزادی و راحتی باشه،بحث اینه که خب اگه قراره یه مغازه ای لباس زنونه بفروشه مسما یه خانوم تخصص بیشتری داره در رابطه با اون لباس و بهتره فروشنده زن باشه،از یه طرف هم بالاخره یه دختر باید حداقلی از حیا داشته باشه که دیگه با این وضع وسط مغازه نیاد

  • علی شرفی

بعد از دو هفته بی خوابی و بی تفریحی و بی خوردنی و بی خیلی چیزای دیگه بالاخره از امشب راحت شدم،امتحانام تموم شد!

کلی برنامه دارم برای بعد از این،هفته ی دیگه رو بکوب میچسبم به این کاری که دارم و خودمو میکشم جلو،علاوه بر اون باید دنبال یه کار دیگه هم باشم که موازی این انجام بدم چون وقت خالیم زیاده توی طول روز!

تازه تصمیم گرفتم از همین هفته هم کتاب خوندن رو شروع کنم و هفته ای یه کتاب رو تموم کنم،اولین کتابم هم رنگرزی دکتر تواناییه!

مسابقه طراحی پارچه ولباس اصفهان رو توی مرحله اولیه پذیرفته شدیم،مرحله بعدیش عملیه و خوندن این کتاب لازمه براش!

توی پذیرفته شدن این مسابقه خیلی دردسر کشیدم مخصوصا بخاطر هم گروهی های بی فکرم و بازهم خواهم کشید چون مرحله اصلیش مونده!

تقریبا افتادم روی غلتک پول درآوردن و دارم یاد میگیرم دیگه،یه کار دیگه رو هم بخاطر همین میخوام،از مهر خونه نرفتم،خیلی دلم میخواست بین دو ترم برم خونه تا حداقل ترشیجات و مرباجات و اینا بیارم ولی خب نمیشه چون این دوهفته رو خیلی کم کار کردم و عقب موندم،اول از همه باید برم دندون پزشکی و دوتا دندون عقلمو بکشم ک راحت بشم،چندتا کار دیگه هم دارم،خلاصه که هفته ای پرکار در پیش دارم،از شر اطلس سینا هم راحت شدم چکمو گرفتم و ته حساب کتابامم دیروز ریختن برام البته چکش برای برج 5 سال دیگس،بدترین و بد حساب ترین جایی بود که تا حالا کار کردم،امسال کارکردم و سال دیگه باید پولمو بگیرم.

فعلا که با آسودگی خاطر دارم میگذرونم و آهنگ میگوشم :)

  • علی شرفی